الشيخ حسين الحقاني
51
شرح نهاية الحكمة ( فارسى )
و از آنجا كه ماهيّتها ظهورهاى وجود و تجليّات آن براى اذهان مىباشد عقل بناچار داراى وسعت نظر شده ( يعنى ) وجود را براى ماهيّتها نيز اعتبار مىكند و وجود را بر ماهيّتها حمل مىنمايد و نيز عقل مفهوم وجود و ثبوت و جميع احكام آن دو را ( هم ) بر وجود و ( هم ) بر ماهيّتها ، هر دو حمل مىكند و بدنبال اين توسّع اضطرارى ، عقل توسّع ديگر اضطرارى قائل شده و مطلق ثبوت و تحقّق را بر هر مفهومى كه از باب اضطرار آن را اعتبار كرده حمل مىنمايد و اين حمل و اعتبار به تبع وجود يا ماهيّت توسّط عقل انجام مىگيرد مثل مفهوم عدم و ماهيّت و مثل مفهوم قوّه و فعل و بدنبال اين اعتبار ، احكام آنها را نيز مورد تصديق قرار مىدهد . پس ظرفى كه عقل براى مطلق ثبوت و تحقّق به همان معنائى كه اخيرا گفتيم فرض مىكند آن را « نفس الامر » مىناميم و ( به اين ملاحظه ) نفس الامر شامل همه قضاياى درست و صادق ذهنى و خارجى بوده و هرآنچه را كه عقل ( صحّت و ثبوت آنها را ) تصديق مىكند و ( لكن ) براى آنها مطابقى در ذهن يا خارج نيست همه اينها را دربر مىگيرد . منتها امور نفس الامر يك سلسله لوازم عقلى ماهيّتها هستند كه با تقرّر ماهيّتها اينها نيز تقرّر دارند و اين كلام ، توضيح و دنبالهاى دارد كه بخواست خداوند به زودى خواهد آمد . دو نظر ديگر در مورد نفس الامر : ( در مورد نفس الامر دو نظر ديگر نيز ابراز شده است و ( لكن ) هيچ كدام صحيح نيست : ) نظر اوّل : اينكه مراد به كلمهء « امر » « در نفس الامر » « عالم امر » در مقابل « عالم خلق » باشد و آن ، عقل كلّى است كه جميع صور معقولات در آن قرار دارد . و مراد به مطابق بودن يك قضيّه با « نفس الامر » ( يعنى ) مطابق بودن آن است با آنچه از صور معقول در عقل ( كلّى ) موجود است . اشكال اين نظر اين است كه ما كلام را نقل مىكنيم به همان صور معقول كه نزد عقل